سرقت
تا حالا شده چیزی از کسی بدزدید یا کسی از شما چیزی بدزده ؟!
اونیکه ازش زدید یا اونیکه ازتون زده کی بوده؟!
یا اونچیزی که ازش زدی یا اون از تو زده چی بوده؟؟!!
وقتی ازتون دزدی شد چه حالی داشتید؟
یا وقتی دزدی کردید چه حسی داشتید؟
اصلن اونچیزی که ازتون دزدیدن چقدر ارزش داشته؟
یا اونچیزی چی بوده که باعث شده شما بدزدیش؟
و...........
حتمن میگید: خل شدیا(میدونم که میگید) ولی سوال در باب این چیزها زیاده .
بعضی مواقع یه چیزایی رو ازتون میدزدن , چه ارزون چه گرون, که میشه دوباره تهیه اش کرد.
اما بعضی چیزا رو وقتی میدزدن دیگه قابل جایگزینی نیست ویا خود دزده دیگه اعتباری بهش نیست.
بحث من اینجاست که
تا حالا چند بار دزدی کردیم؟ (غیر مادی) از کی بوده ؟ آخه ماها از خودمونم دزدی میکنیم !
دزدیه شخصیت, عاطفه, عشق, مردونگی, صداقت, ایمان و....
چقدر از این نوع دزدی کردیم, شاید بگی ای بابا مگه میشه اینا رو دزدید؟ اتفاقن دزد اینا بیشتره با یه دوست دارم یه دلی رو میدزدی , با یه دروغ اعتمادی رو , با یه نمامی رفاقتی رو , و...
اینم بگم خیلی ها هستن که چیزی تو چنته ندارن که بشه ازشون زد, همینا رو به دزدی میارن!
اگر بگم اینا رو چند بار ازتون زدن میگید هزاران بار ولی به این فکر کنید چند بار از دیگران اینها رو دزدید؟؟!
آیا مآها غارتگریم؟ یعنی نمی تونیم اینا رو داشته باشیم بدون دزدی؟
این ها رو خواسته یا ناخواسته سرقت میکنیم اما جایگزینی واسه اینها وجود نداره این ها قابل ترمیم نیست زخم جای خالیش ماندگاره , کی فضیل عیاض وجود ما بیدار خواهد شد ؟ کی؟
راستی همه کفشهای ساختمون ما رو دزد برد!!
+ نوشته شده توسط محمد رضا در سه شنبه
1386/05/02 و ساعت
6:19 بعد از ظهر |